ما امروز داغداریم .. و این ابتدای کار است .. امروز ایران در بهت و سکوت است .. باید منتظر بود
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش ............. در جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال ........... مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
این یک پیام کاملا دوستانه است .. ما اصلاح طلب ها با هم متحدیم و اگه میرحسین به دور دوم بیاد حتما بهش رای میدیم ..
ولی واقعا اولویت های میرحسین بر کروبی چیه ؟ کروبی با پشتوانه ای به میدون اومده که نمیشه از کنار اسم یکیشون هم به سادگی عبور کرد .. ابطحی .. کرباسچی .. مهاجرانی .. باقی .. واقعا تا حالا فکر کردید تو سال 76 چه کسی بود که خاتمی رو وارد عرصه کرد ؟؟ کسی جز کروبی ؟؟ پرچم دار واقعی اصلاحات کیه ؟؟ کسی جز کروبی ؟؟ من مدافع سرسخت کروبی نیستم .. مدافع سرسخت اصلاحاتم .. جایی که ردپای میرحسین رو اونجا نمی بینم ولی ردپای کروبی از همه پررنگ تره .. اگه به فرهنگ فکر میکنیم چرا ابطحی و مهاجرانی را نمیبینیم ؟؟ اگر به اقتصاد و توسعه فکر می کنیم چرا کرباسچی را نمیبینیم ؟ اگر به روشنفکری می اندیشیم چرا باقی را نمیبینیم ؟؟ اگر به آزادی اندیشه فکر می کنیم چرا از اعدام 4000 زندانی سیاسی به راحتی عبور می کنیم ؟؟ آیا وقت آن نرسیده که کمی فکر کنیم ؟؟ !!
. با آنكه كم بوديم و كم داشتيم اما كم نخواستيم، با آنكه ساده بوديم اما ساده نيانديشيديم، با آنكه رنگ نگرفتيم و سپيد مانديم ليك ايمان داشتيم و برای آخر شدن قصه ي غصه ی کودکی هایمان صادقانه و مومنانه کوشیدیم.
به امید آزادی
نه برنامه ای و نه حرف تازه ای. ضلع جنوبی میدان ولی عصر، حامیان میرحسین را می
بینیم که مردم را با دستبند و شال سبزرنگ به رای دادن به کاندیدای اصولگرایان اصلاح
طلب، میرحسین موسوی، ترغیب می کنند. نه استدلالی دارند و نه منطقی برای این
حمایتشان؛ “متاسفانه”. و اما دلایلشان جالب توجه است: ” میرحسین احتمال رای آوریش
بیشتر است”!، “کروبی قدرت طلب است اما میرحسین نیست”!، “میرحسین با رهبری اختلاف
عمیق دارد”!!
آری؛ برای هرکدام از این استدلالها باید علامت تعجب بزرگی گذاشت به
اندازه بیست سال سکوت.
باید تاسف خورد به حال کسانی که استلالی برای حمایتشان از
یک کاندیدا ندارند و وقتی بی پاسخ می مانند به هجویات روی می آورند.
ای کاش می
دانستند که مبنای آن اختلاف از بین رفته و میرحسین برای آن آورده شد که خاتمی
نیاید. ای کاش حداقل سخنان میرحسین را می خواندند که در بیشتر آنها به پایبندی بر
ولایت مطلقه فقیه تاکید می کند.
این انتخابات از معدود انتخابات مدرن در ایران
است که گروه های مختلف مطالبه محوری را به جای شخص محوری مطرح کرده اند. و در این
میان مطالبه محوران کسی را برگزیده اند که به این مطالبات ریز به ریز، پاسخ مشخص و
واضح داده است. پاسخ خرد و نه پاسخ کلی و ناواضح.
هم خواسته ها خرد بود و هم
پاسخ ها؛ چه آنکه اگر خواسته ها کلی بود، احمدی نژاد هم به آنها پاسخ مثبت می داد.
چه کسی می تواند رسما بگوید که با آزادی مخالف است؟ اما چه کسی است که بگوید با
آزادی موافق است و پس از آن برنامه بدهد و بگوید که می خواهد قانون مطبوعات را
تغییر دهد و یا پهنای باند اینترنت افزایش یابد؟ آیا این فرد کسی جز کروبی بوده
است؟
او برای تمام مطالبات پاسخ جزء به جزء داده است. و ما هم باید به این
برنامه ها رای بدهیم و تیمی که قرار است این برنامه ها را اجرا کند، نه به شخص
کروبی.
ما نه به رنگها و نه به جوسازی، که احساسات را جایگزین شعور می کند،
نباید رای دهیم.
ما اینبار باید نشان دهیم که شعورمان بر احساسات غلبه می کند.
ای کاش موسوی و حامیان محترمش به جای این اقدامات، جدا از اینکه چه کسی پیزور میدان
می شود، بر انتخابات مطالبه محور تاکید می کردند تا این شیوه مدرن در همه انتخابات
باب شود. تا مردم هر بار اشتباه نکنند و هر بار بگویند که چه اشتباهی کردیم. ای کاش
کار را برای انتخاباتی مدرن . مزالبه محور خراب نمی کردند. ای کاش حامیان میرحسین
موسوی پاسخی برای حمایتشان از او داشتند تا بتوانند مطالبه محوران را قاتع کنند و
ناچار نشویم که به آنها بگوییم، شما متاسفانه جوگیر شده اید.
ای کاش برخی از
حامیان میرحسین او را آنگونه که هست می شناختند و معرفی می کردند، به جای رتوش و
ارائه چهره ای غیرواقعی از او.
آرای؛ میرحسین یک اصولگرا است. البته یک اصولگرای
نه چندان بد. اصولگرایی که در ستادش شاخه بسیجیان تشکیل می دهد، از اعضای طیف جعلی
شیراز تحکیم وحدت دعوت می کند، سعید ابوطالب و عماد افروغ و مسیح مهاجری و بسیاری
از حامیان سرسخت چهار سال پیش احمدی نژاد حامیش هستند و البته با حضور اصلاح طلبان
در رده های چندم ستادش مخالفت نکرده است.
ای کاش ما که همیشه از احساساتمان ضربه
خورده ایم اینبار که یک نفر آمده و برنامه محور سخن می گوید و شفاف حرف می زند، به
جای قرار گرفتن تحت تاثیر مشارکتی های جوان، به آنچه بهتر است بیاندیشیم.
مگر
قشر دانشجو نخبه کشور محسوب نمی شود؟ مگر روزنامه نگار نخبه کشور محسوب نمی شود؟
نخبه به چه کسی می گویند؟ کسی که دنبال مردم می رود یا کسی که مردم باید به دنبال
او بروند و مردم را به سمت اصلح بکشاند؟
آیا این استدلال به فرض اینکه آرای
میرحسین بیشتر از کروبی باشد، منطقی است که نخبه ما بگوید چون میرحسین احتمالا
آرایش از کروبی بیشتر است ما هم از او حمایت می کنیم که احمدی نژاد نیاید؟!
ضمن
اینکه گویا حامیان میرحسین چشمهایشان و گوشهایشان را بسته اند و جز میدان ولی عصر و
خانواده محترمشان جای دیگری را نمی بینند!
سیستان و بلوچستان را نمی بییند، غرب
کشور را نمی بینند. دانشگاه ها را نمی بییند. آرای موسوی یک ماه پیش اگر از کروبی
بالاتر بود اما الان دیگر چنین تصوری، توهمی بیش نیست.
کروبی تبلیغات آنچنانی
نکرده و جز یک روزنامه و دو، سه سایت خبری امکانات کلانی ندارد، چون نه هاشمی پشت
سرش است که یک شبه ستادهایش را تجهیز کنند و نه فرزندان هاشمی رفسنجانی. نه بیش از
بیست سایت خبری دارد و نه چندین روزنامه دارد که با هزینه قالیباف و جاسبی و
فرزندان هاشمی رفسنجانی اداره شوند.
حال این تبلیغات گسترده میرحسین موسوی در
سطح شهر تهران، که بخشی از آن از سوی ائتلاف بزرگ اصولگرایان و بخشی از سوی حامیان
اصلاح طلب او صورت می گیرد، باعث شده که در نگاه نخست تصور غلطی در ذهنها به وجود
بیاید.
نباید تصور کرد که میرحسین که در این بیست سال سکوت اختیار کرده، فرشته
نجاتی است که ناگهان از آسمان بر سر ملت ما فرود آمده است. باید پرسید که کجا بوده
است؟ نباید گفت که چون قدرت طلب نبوده نیامده! باید پرسید، چه شد که وقتی خاتمی
اعلام کاندیداتوری کرد، احساس خطر کرد؟
باید پرسید مگر سیاست مدرن تلاش برای
رسیدن به قدرت به منطور اجرای برنامه ها نیست؟ کدام سیاستمداری در نیا دیده می شود
که بگوید برای رسیدن به قدرت تلاش نمی کنم؟! که اگر چنین بگوید دروغی گفته به بزرگی
همان بیست سال سکوت.
امیدوارم تاریخ اشتباهات مردم ایران، اینبار تکرار نشود تا
سال دیگر به این نیاندیشیم که چه شد که آن روز چنین کردیم و نفهمدیم که چه می
کنیم؟
اگر میرحسین موسوی رای بیاورد باید به این نتیجه رسید که لیاقت ما
دیکتاتوری است و فریب خوردن در مقابل مردم فریبی، و لاغیر.
ما ملت جوزده ای
هستیم؟!
همین انتخابات مشخص می کند…

