تبليغاتX
وبلاگ شخصی هامون
نمایشگاه کتاب امسال تفاوت چندانی با ۳سال گذشته اش نداشت . صبح جمعه یه حسی منو از خونه بیرون کرد و به نمایشگاه رسوند . حسی که باعث شد همه کسایی که باهاشون قراره نمایشگاه گذاشته بودم رو بپیچونم . ولی واقعا لذت تنها بودن تو نمایشگاه خیلی زیاد بود . نه کسی می گفت زودتر بریم ، دیر شد ، خسته شدم و ... . اولین جایی که رفتم انتشارات هامون بود . گرچه انتشارات جذابی نیست ولی این حس خودشیفتگی منو هر سال به غرفه این انتشارات هدایت می کنه . امسال تقریبا به همه ی غرفه های طبقه پایین یه نگاهی انداختم . اولین کتابی که نظرم رو جلب کرد کتاب نقد اگزیستانسیالیست بود که گابریل ماسل نوشته بود . غرفه ی عجیبی بود . آدما میومدن و به کتابها نگاه می کردن ولی معلوم بود خیلی از فلسفه سر در نمی آرن .

غرفه ۱ راهرو ۱۰ : موزه عبرت که چند سالیه واسه خودش تو نمایشگاه  جایی باز کرده . نکته عجیب وجود عکسهایی از  شخصیت های چپ بود مثل خسرو گلسرخی. !!!!!

تو یه غرفه که به اسمش نگاه نکردم چند تا معمم بودن که داشتن از قرآن صحبت می کردن و چندتا دختر وایساده بودن و نگاه می کردن که یه دفعه یکیشون گفت تو مگه نمی دونی قرآن چی میگه !!! داشتم از کنارشون رد میشدم که بهش گفتم بعیید می دونم تو هم بدونی

غرفه های انجمن اهدای عضو و سازمان های خیریه هم از بیکارترین غرفه ها بودن . قشنگ ترین و زرگترین غرفه ها به سازمان های دولتی تعلق داشت . و انتشارات خصوصی فضای کمتری داشتند به طوری که گاهاََ ۳انتشارات در یک غرفه ۲.۵ متری در کنار هم اوقات می گذراندند.

امسال تمام سعیم رو کردم که کمتر کتاب بخرم اما باز هم فایده ای نداشت. و تلاش دومم مبنی بر عدم جذب شدن توسط نشر الکترونیک هم بی فایده بود .

نمایشگاه کتاب تهران که طبق آمار در منطقه اول و در جهان رتبه دوم ! رو در اختیار داره این روزها بیشترین اخبار رو به خودش اختصاص داده . نمایشگاهی که اگه ۳۱روزه دیگه رئیس دولت عوض بشه معلوم نیست باز هم در مکان کنونی دایر بشه.

نوشته شده توسط هامون در ساعت 15:31 | |