شنبه سیزدهم تیر 1388
حتما تا حالا پیش اومده که درباره کسی حرفی زده باشید و بعدها پشیمون بشید... در واقع هر وقت آدم بدون مطالعه درباره کسی صحبت کنه یه جورایی این نتیجه اجتناب ناپذیره ... در واقع این شده حکایت بنده و جناب جلالالممالک . حالا موندم چطور باید جبران کنم .. به هر حال عرفش اینطوریه که وقتی تو یه روزنامه مطلبی چاپ میشه که غیرواقعی بودنش ثابت میشه تو همون ستون شفاف سازی میشه ... من هم تو یکی از پست هام به اسم :(کتاب هایم ، کافه ) نوشته بودم :"امیدوارم روزی اگه قرار شد کتابها رو بسوزونیم ، کتابهای دکتر شریعتی ، اخوان ثالث
قیصر امین پور ، آلبرکامو و ژان پل سارتر یا ... رو طوری نسوزونیم که انگار داریم
دیوان ایرج میرزا رو میسوزونیم حداقل سوزوندنشون برامون یه فرقی داشته باشن.." و امروز به شدت از این حرفی که درباره ی فخرالشعرا زدم پشیمونم و ازش معذرت می خوام .. حقیقت اینه که ایرج میرزا یک مغز ادبی غنی داشته که طنز عمیق اون باعث میشه که بسیاری از این طنز دل آزرده بشن شاید همین امر باعثه اشتباه من شده بوده ... حال آنکه یکی از ویزگی های طنز همینه ... و وقتی به ارزش های ایرج میرزا بیشتر پی بردم که متوجه شدم اون هم سعی در به چالش کشیدن موضوعی داشته که بسیاری از روشنفکران امروز باهاش دست به گریبانند .. این مسئله کاملا در قطعه کاروانسرا نمود پیدا می کنه ...
نوشته شده توسط هامون در ساعت 17:41 |
|

